باران ...

باران ٬ قصیده واری غمناک آغاز کرده بود

می خواند ٬ و باز میخواند ٬ بغض هزار ساله ی دردش را انگار می

گشود

اندوه زاست زاری خاموش

ناگفتنی است

اینهمه غم ناشنیدنیست

پرسیدم این نوای حزین در عزای کیست

گفتند اگر تو نیز از اوج بنگری

خواهی هزار بار از او تلختر گریست

(فریدون مشیری )

  
نویسنده : مسافر خدا ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٦