معنويت ۳

برای خوشایند خدا از خواسته های شخصی خود حتی چند لحظه ای بگذرید بدون اینکه مکدر شوید

او مرا آزاد ساخت

Image hosting by TinyPic

لوئیس گالاگر ۲۰ مه ۲۰۰۳

ـ به دنیا آمده ام ولی در اثر هجوم درد ها به پشت دیوار خنده ها خزیده ام

ـ در جای خود توسط زمان و خاطره ها میخکوب شده ام و تاریکی ترس ها مرا از زیبایی های زندگی

پنهان نموده اند

ـ اینجا او مرا در پشت آئینه سر گشتگی هایم یافت با سراب هایی که خود آن را ساخته ام احاطه شد

برای حفاظت خود از دردهای درونی ام و قلب جریحه دارم که در عذاب گناهانم شعله زبانه می کشید

و از زیبایی های عشق حضرتش محروم و روح خود را به بند کشیده بودم در این صورت خدا صدایم کرد

(( من اینجا هستم ))  خداوند ندا داد .

ولی نمی توانستم از پس ترس هایم صدای او را بشنوم

(( خود را بی ارزش می پنداشتم ! ))‌

(( من اینجا هستم )) صدایی دوباره مرا به خود خواند !

((‌ بگذار که عشق من ترا به نور هدایت کند ))

ورای تاریکی که تو بر روان خود آن را منعکس نموده ای

                                                                       (( من اینجا هستم ))

وحشت زده و مبهوت آینه خود را بالا گرفتم ولی بازوانم ضعیف بود .

Image hosting by TinyPic

قلبم تشنه ملاقات با خدا !

ـ نتوانستم دیگر از گناهانم در برار حقیقت نورانی و زیبایی های عشق او سپر بگیرم و در پشت گناهان خود پنهان شدم . سیلان نور و زیبایی مقاومت ناپذیر بود !

ـ توان صحبت نداشتم .

از پشت سپر گناهانم دزدانه نگاه کردم و زیبایی منورانه و درخشان او را دیدم که بر جهان اطراف من

پرتو افکنده بود و چشمان قلبم به نور او باز شده بود .

او مرا آزاد نمود !

ـ آزاد که همراه بودن در شکر گذاری او سرود عاشقانه سر دهم

ـ و همراه با سبزه و گل در شادی های هستی شریک شوم و از آن لذت برم

ـ آزاد که در راه انسانیت و رسیدن به شکوفایی معنوی قدم بر دارم

ـ آزاد که به خود واقعی ام دسترسی پیدا کنم و خودم باشم

ـ هنوز این طنین در گوشم آهنگ می زند (( من اینجا هستم ))

آری او مرا آزاد کرد !!

عشق من به او ضامن آزادی من است !

برای همیشه و هر روز !

***

ادامه بحث

دیو و دلبر در وجودمان آشیان گزیده اند

دیو اژدهای وحشتناکی نیست که چیز های بد انجام دهد او در وجود من است ولی من او را به

کبوتر سفید امیدواری تبدیل کرده ام .

اندیشیدن

به قول حافظ :

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

ولی جذبه عشق الهی به اندازه ای است که :

ـ هر موقع که خواستید با او صحبت کنید او با تمام وجود به حرف های شما گوش می دهد و به ان پاسخ می دهد

او در قلب شماست

او با شماست هر جا که باشید در سختی ها و غم های شما سخت شما را می یابد .

آیا با همراهی این چنین یاری؛ تو نیاز به کسی داری ؟؟؟

بگذار که حضور او در رگها و مویرگ هایت جریان پیدا کند و در مواقع اضطراری و سختی ها روی او حساب کن !

ادامه دارد ....


  
نویسنده : مسافر خدا ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٥